سيد جلال الدين آشتيانى
462
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
- يشاهده و عندكم لسانى » . گفتا به صورت ار چه ز اولاد آدمم * از وى به مرتبه ، ز همه حال برترم چون بنگرم در آينه عكس جمال خويش * گردد همه جهان به حقيقت مصورم خورشيد آسمان ظهورم عجب مدار * ذرات كائنات اگر گشت مظهرم ارواح قدس چيست نمودار معنيم * اشباح انس چيست نگهدار پيكرم بحر محيط رشحهيى از فيض فائضم * نور بسيط لمعهيى از نور زاهرم فمن حيث روحه و عقله كتاب عقلى مسمى بام الكتاب ، و من حيث قلبه كتاب اللوح المحفوظ و من حيث نفسه ، كتاب المحو و الاثبات ، فهى الصحف المكرمة المرفوعة المطهرة التى لا يمسّها و لا يدرك اسرارها و معانيها الّا المطهرون من الحجب الظلمانية . و ما ذكر من الكتب انّما هي اصول الكتب الالهية ، و اما فروعها فكل ما في الوجود من العقل و النفس و القوى الروحانية و الجسمانية و غيرها ، لانّها مما ينتقش فيها احكام الموجودات ، اما كلها او بعضها ، سواء كان مجملا او مفصّلا ، و اقل ذلك انتقاش احكام عينها فقط ، و اللّه اعلم . بطور نسبة مفصل ما در شرح بر نصوص فرق بين كتاب و كلام را و اينكه جميع صفحات وجود از جهتى كتاب « 1 » و از جهتى كلام حق است بيان كردهايم ، و تلخيص آن را در اين شرح برشته تحرير در آوردهايم . از براى مزيد بيان و توضيح كلام مىگوئيم . حق تعالى در قرآن مجيد ( و خاتم الانبياء در كلمات خود و همچنين ائمه
--> ( 1 ) . حقيقت كلام از اجتماع حقايق بنحو منفرد يا باعتبار توابع حقايق بسيطه حصول پيدا مىنمايد ، يعنى اين اجتماع منشأ تحقق صورت جمعى كمالى مىشود كه از آن احكام اين حقايق مفهوم مىگردد . اجتماع حقايق باعتبار انتاج نشئهيى از نشآت نكاح نام دارد . باعتبار تحصل وجود اضافى ، ايجاد است . به لحاظ تحصيل نقش تعين و مبدئيت از براى نقوش ارقام تعينات كتاب است . باعتبار افهام و تفهيم معانى مربوط بهر مرتبهيى از مراتب تحصلات كلام است . به اعتبارى قول و به لحاظى انشاء و به جهتى اخبار است . ما اين مسئله را در اين شرح بنحو متوسط و در شرح بر نصوص بنحو تفصيل و در شرح مشاعر مختصر بيان نمودهايم .